كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

678

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أَنْ دَعَوْا از آنكه خوانند لِلرَّحْمنِ وَلَداً مر خداى را فرزندى يعنى به دو اسناد كردند وَ ما يَنْبَغِي و نسزد و لائق نباشد لِلرَّحْمنِ مر خداى را أَنْ يَتَّخِذَ آنكه فراگيرد وَلَداً فرزندى چه اتخاذ ولد مقتضى مجانست است زيرا كه ولد از جنس والد بايد و حق تعالى از مجانست منزه است يا به غناى ذاتى محتاج نيست به معاونت اولاد و انس و الفت با ايشان و استظهار و تزئين بديشان إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ نيست هر كه در آسمانها و زمين است إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ مگر آيند در قيامت بسوى رحمن عَبْداً در حالتى كه بنده باشد لَقَدْ أَحْصاهُمْ به درستى كه همه را دانسته است و بديشان احاطه كرده به حيثيتى كه از حوزه علم و قدرت او بيرون نيستند وَ عَدَّهُمْ و شمرده است اشخاص و افعال ايشان را عَدًّا شمردنى وَ كُلُّهُمْ و همه ايشان آتِيهِ آيندگان‌اند بوى يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز فَرْداً تنها و بىاتباع و انصار إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا به درستى كه آنان كه بگرويدند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند عملهاى پسنديده سَيَجْعَلُ زود باشد كه پديد كند لَهُمُ الرَّحْمنُ براى ايشان خداى وُدًّا دوستى در دلهاى خلق يعنى محبت ايشان در دلها افگند بىاسباب و وسائط آن در حديث آمده كه چون حق سبحانه بنده را دوست دارد جبرئيل ع را گويد من فلان را دوست مىدارم تو هم او را دوست دار جبرئيل او را دوست گيرد و منادى كند ميان اهل آسمان كه حق سبحانه فلان را دوست مىدارد شما هم دوست داريد پس آسمانيان او را دوست دارند آنگاه محبّت او را وضع كنند در زمين تا زمينيان او را نيز دوست گيرند فَإِنَّما يَسَّرْناهُ پس جز اين نيست كه آسان گردانيده‌ايم قرآن را به‌آنكه منزل ساخته‌ايم بِلِسانِكَ به زبان تو يعنى بلغت عرب يا خواندن آن به زبان تو آسان كرده‌ايم لِتُبَشِّرَ تا مژده دهى بِهِ الْمُتَّقِينَ به دو پرهيزگاران را كه از شرك اجتناب نموده‌اند وَ تُنْذِرَ بِهِ و بيم كنى به آن قَوْماً لُدًّا گروهى ستيزكاران سخت خصومت را وَ كَمْ أَهْلَكْنا و چند هلاك كرديم قَبْلَهُمْ پيش از قوم تو مِنْ قَرْنٍ از اهل زمانى يعنى در هر قرنى و قومى مشركان را به هلاكت رسانيديم هَلْ تُحِسُّ هيچ مىيابى و مىبينى مِنْهُمْ از ان هلاك‌شدگان مِنْ أَحَدٍ يكى را أَوْ تَسْمَعُ يا مىشنوى لَهُمْ مر ايشان را رِكْزاً آوازى پوشيده يعنى چون عذاب ما بديشان فرود آيد مستاصل شدند نه از ايشان شخصى باقى ماند كه كسى بيند و نه آوازى بر جائى كه كسى بشنود بلكه موكل قهر الهى با هيچ‌كدام در نساخته و همه را دست فنا در دام خمول و نسيان انداخته مصرع كان لم يخلقوا و لم يكونوا نظم كو اثر از سروران تاج‌بخش * كو نشان از خسروان تاجدار سوخت ديهيم شهان كام جوى * خاك سد تخت ملوك كامگار